1.زنان بسیاری از مردان می خواهند که برخیزند و در مقابل خشونت بر علیه زنان بایستند. 2.بسياري از مردان موافق خشونت نيستند، با اين وجود کاري براي مبارزه يا متوقف کردن آن نمي کنند؛ اين مردان احتياج دارند که بسيج شوند تا از خشونت جلوگيري نمايند. 3. تعدادي از مردان براي پيشگيري از خشونت فعاليت مي کنند اما فاقد پشتيباني هستند. 4.مردان مرتکب بسياري از خشونت ها مي شوند، بايد به آنها گفت که اين کار را متوقف کنند. 5.مردان خشن به دنيا نمي آيند، آنها در نتيجه باورها و هنجارهايي که به آنها القاء مي گردد، خشن مي شوند. کار کردن با مردان و پسران مي تواند اين باورها و هنجارها را تغيير دهد و مردان را براي پيشگيري از خشونت، حمايت کند. 6.مردان پتانسيل توقف خشونت را دارند. آنها نه تنها مي توانند از ارتکاب به خشونت خودداري کنند، بلکه مي توانند نگرشها و پنداشته هايي را که تقويت کننده خشونت مبتني بر جنسيت هستند را نيز به چالش بکشند. 7.همچنان با وجود فعاليت هاي چندين ساله ضدخشونت، خشونت مبتني بر جنسيت ادامه دارد؛ قطعه گمشده براي رفع خشونت کار موثر با مردان است. 8.بسياري از مردان هم خشونت را تجربه مي کنند، اما تعداد اندکي از آنان از حمايت هاي مورد نياز براي التيام يافتن برخوردار مي شوند. 9.ما به بسيج مردان و پسران براي گسترش پيامهاي مبارزه با خشونت در خانواده ها، محل کار و تجمعات، احتياج داريم. 10.بسياري از تصميم گيران مرد هستند، ضرورت دارد که با آنها کار شود تا حمايت هاي سياسي و مالي لازم براي مقابله با خشونت فراهم گردد. منبع: Family Violence Prevention Fund کاره مظفری
برچسبها: مردان فمینیست, خشونت علیه زنان
اکتبر 26, 2007 در t 1:32 ب.ظ
سلام. شروع كارتان را تبريك عرض مي كنم. حتما سر فرصت لينك مي كنم