یکی از تناقضات بامزه در ایدئولوژی مردسالار جامعه ما معمولا بین دو مفهوم ناموس فردی یک مرد و ناموس جامعه پیش می آید. و جامعه معمولا با مردانی که چه به عنوان پدر چه همسر چه برادر روی آزادی فردی(بر فرض آزادی انتخاب پوشش) زنی که طبق تعریف جزو ناموس آنها است، تعصب به خرج می دهند، دچار مشکل می شود… یک بار برای من پیش آمد که بالاجبار دم خور یکی از ناموس پرستان شیش دنگ حکومتی شدم. حاج آقای جانبازی بود که نمی دانم چطور نسبت به شخص من لطف پیدا کرده و به عنوان دعای خیر همه اش برام آرزوی ازدواج می کرد. من هم معمولا این حرفش را موقعیت خوبی برای این می دیدم که نبود آزادی در جامعه ای که شامل فرزندان فرضی من هم می شود، به رویش بیاورم و به عنوان یکی از مسئولین توی سرش بزنم. یک بار ایده خوبی به ذهنم رسید و منتظر فرصتی برای پیاده کردنش نشستم. بالاخره یک بارکه دعای به خیال خودش خیر همیشگی اش را روانه کرد، گفتم: “به هیچ وجه. فرض کن من ازدواج کنم و دختردار شم. دخترم نخواهد حجاب داشته باشد. من تاب این رو ندارم چارتا نره قول عوضی که با یه ماشین گشت ارشاد سر همین میدون ولی عصر وایسادن، بهش بر خلاف خواسته خودش زور بگن”. حاج آقا ماند و مغزی که هَنگ کرده بود…
یاشار گرمستانی
دسامبر 10, 2007 در t 5:56 ب.ظ
بد جور باهات موافقم. بد آقا….. بد
دسامبر 11, 2007 در t 10:14 ق.ظ
خیلی بی مزه بود.
دسامبر 11, 2007 در t 10:46 ق.ظ
منم کامل موافقم.
دسامبر 12, 2007 در t 6:07 ب.ظ
سلام
من بعضی وقت ها از پست های شما بد جور تعجب می کنم. یعنی بین شماها هیچ کس نیست که مطلب رو دو بار بخونه و با نویسندش کمی بحث کنه؟
ربط این موضوع به کاری که بلاگ بخاطرش به دنیا آمده چیه؟
تفاوت دیدگاه سیاسی یا مخالفت سیاسی بد نیست ولی جاش اینجا نیست.
یه وبلاگ بسازید بعد به هرکسی که دوست داشتین بد و بیراه بگید.
لطفا هدف رو گم نکنید.
دارید کار آموزشی انجام می دید، البته مثلا
دسامبر 13, 2007 در t 8:03 ب.ظ
دوست عزیز ربط این مطلب به کلیت وبلاگ در بروز دادن عقاید فمینیستی عده ای از مردان ما است. تعریف وبلاگ را هم در اولین پست توضیح دادیم و می تونی در مطلب درباره ما که اولین پست هم بوده این مساله را ببینی. اینکه یکی از دغدغه هایی که می شود مردان زیادی را با برابری خواهی همراه کرد، دغدغه دخترشان است بر هیچکس پوشیده نیست که در این مطلب به نوعی این مساله هم منعکس شده است. منظور شما را هم از تفاوت دیدگاه سیاسی را نمی فهمم. اینکه آن مزدسالارانی که جلوی خواسته برابری ایستاده اند، همانهایی هستند که بر ما حکومت می کنند آیای باید مانع اعلام مخالفت با آنها شود؟ درباره کار آموزشی هم به طور کلی چنین ادعایی گزافی نداریم. ما می نویسیم آنچه از نظرگاه برابری خواهمان نوشتنی است شاید کسی چیزی بیاموزد شاید هم تنها باعث انبساط خاطر فرد دیگری شود…
دسامبر 14, 2007 در t 5:25 ق.ظ
حالا جدا از دخترانومون اخه چطور رفتار اين نره قول ها با خواهر يا مادرمون رو تحمل کنيم
دسامبر 15, 2007 در t 8:56 ق.ظ
من که به هیچ وجه حاضر نیستم حداقل تو این مملکت دختر دار بشم، همین که ازدواج کردم به قدر کافی رنج می کشم!!!! مطلب قشنگی بود!
دسامبر 15, 2007 در t 4:15 ب.ظ
سلام
من مطلب رو کمی برعکس می بینم.
یعنی این بحث ثبت شده در انتها برای نتیجه گیری به نفع این نوع دیدگاه (مخالفت با قوانین تبعیض آمیز) نیست، بلکه گویا آگاهی داشتن از این موضوع وسیله ای بوده برای به سخره گرفتن افکار دیگران فارغ از نوع تفکر.
نکته ی آخر من از ادعا صحبت نکردم من از هدف اسم بردم.
موفق باشید.
دسامبر 18, 2007 در t 7:56 ق.ظ
چند روز پیش اظهار نظر بی مزه ای در مورد مطلبتون کرده بودم . میخواستم بگم مطلب شما از اون نظر برای من ناملموس بود که ظاهرا در بیان افکارتون با دیگران رودر واسی درارین . من اگه جای شما بودم با اون آقا ریشوه از اول طوری رابطه ایجاد میکردم که برای من دعای خیر نکنه چون آبمون تو یه جوبم بره در جهت عکس هم حرکت میکنه، چه بامزه ! فکر میکنم ولی بچه دار شدن تو این مملکت کار اشتباهی باشه. منم موافقم.
ژانویه 19, 2008 در t 10:35 ب.ظ
من به جرم كوبيدن مشت توي صورت يكيشون 3روز بازداشت بودم! ولي چون اون اول زده بود و همه ديده بودن ولم كردن!!!