«خانم» امضا نمی کند

by

نوشته علی عبدی

ساعت حول وحوش پنج و نیم بعد از ظهر جمعه بود که خودم را به ضلع جنوبی سی و سه پل اصفهان رساندم. توی این ساعت ها سی و سه پل پر از خانواده های پر جمعیتی می شود که گوشه ی پل فرش می اندازند و عصر جمعه شان را سر می کنند. بهترین فرصت برای نشستن و گپ زدن است.
روی پله های مشرف بر میدان شمالی سراغ یک زوج جوان رفتم. سلام کردم و اجازه خواستم که چند دقیقه ای وقتشان را بگیرم. اجازه که دادند نشستم. مثل همیشه یک برگه ی امضا به هر کدام دادم که بخوانند تا پیش زمینه ی ذهنی برایشان درست شود و علامت سؤال هایی در ذهنشان شکل بگیرد و من شروع کنم به صحبت کردن.
«
آقا» آن طرف «خانم» نشسته بود و من این طرف. «آقا» پسر جوانی بود با ته ریش و موهایی بالا زده. رنگ پوستش هم نه تیره می زد نه روشن. «خانم» ولی پوست سفیدی داشت. من فقط نیم رُخش را می دیدم. چه وقتی که بیانیه را می خواند و چه بعد از آن، سرش یا پایین بود و یا «آقا» را نگاه می کرد.
بیانیه را که خواندند شروع کردم به صحبت کردن. از زمان شروع کمپین گفتم و این که ما چه می کنیم و چرا به دنبال اصلاح قوانین هستیم. از دیه و ولایت بر فرزند و شهادت گفتم. از این گفتم که دادن حق طلاق به مرد و سلب آن از زن، چه ناهنجاری های اجتماعی می تواند در پی داشته باشد و با وجود قوانین تبعیض آمیز و آسیب دیدن نیمی از جامعه بدیهی است که نیم دیگر هم آسیب می بینند.
صحبت که می کردم «آقا» به نشانه ی تأیید سر تکان می داد. در چهره ی «خانم» اما نشانه ای نبود. لااقل من نمی توانستم ببینم. صحبت هایم که تمام شد «آقا» بیانیه را از دست «خانم» گرفت و امضا کرد و دو بیانیه را دستم داد. تشکر کردم و پرسیدم «خانم» امضا نمی کنند؟ منتظر بودم «خانم» نگاهش را از «آقا» بگرداند و من را نگاه کند. اما بی آن که «خانم» حرفی بزند «آقا» گفت : نه! همین یک امضایی که من کردم کافی است. «خانم» امضا نمی کند! «آقا» بلند شد و دست داد و برايم آرزوی موفقیت کرد و گفت که ایران به جوانانی مثل من نیاز دارد!
راستش نمی دانم در آن لحظه چه حالی داشتم. فقط می دانم که تا ساعت ها بعد به این فکر کردم که با اصلاح قوانین تبعیض آمیز، که از اتفاق «آقا» هم با آن موافق است، فرهنگ مردسالارانه و پدرسالارانه هم قرار است تغییر کند؟ با ‘»خانم» امضا نمی کند’ ها چه کار باید بکنیم؟
راه درازی در پیش است.

Advertisements

5 پاسخ to “«خانم» امضا نمی کند”

  1. samaneh Says:

    درورد
    شمایید دلیران این سرزمین.شمایید شیر مردان این دیار .شمایید فرزندان کورش بزرگ…

    خسته نباشید
    اگر قابل بدانید در صورت تبادل لینک خوشحال میشوم.

  2. hiva Says:

    بله ، مرد راه درازی در پیش است.به نظر اول باید فرهنگ صحیح و نه حتی آنچه الان در بین

    جوان ها (خودم هم یکیش ) باب شده ، رو همه گیر کرد به نظر به صرف حتی تغییر قانون

    نشه بر این جو حاکم شد.به امید روزی که ایران هم با قوانین عادلانه چه برای مرد و چه برای

    زن اداره بشه.و با آرزوی موفقیت برای شما…..

  3. کمپین در شیراز Says:

    سلام . راه اندازی وبلاگ را تبریک می گم . لطفا آدرس وبلاگ شیراز را هم تغییر بدین.

    با تشکر

  4. فرخنده Says:

    بله همچنان که اشاره کردید راه درازی در پیش رو داریم . از ماست که بر ماست !
    راه اندازی وبلاگتان را تبریک می گویم و امیدوارم در این راهی که قدم بر داشته اید موفق باشید.

  5. محراب Says:

    من فقط می تونم جمله ای رو که در سایت کمپین خوندم و بعدها به شدت یه اون اعتقاد پیدا کردم رو بیان کنم : «قانون باید یک گام از عرف جلوتر باشد.» پس شما راه درست را در پیش گرفته اید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: