Archive for نوامبر 2007

بکارت و مردان فمینیست

نوامبر 29, 2007

مساله بکارت در جلسه کمیته پسران مورد بررسی قرار گرفت که گزارش-مقاله زیر برگرفته از ماحصل آنچیزی است که در جلسه مطرح شد به علاوه کمی اصلاحات و مرتب کردن مباحث.

بحث بکارت را می توان از چند جنبه بررسی کرد. یکی از تقسیم بندی ها بررسی جداگانه ریشه در گذشته و بازخورد آن در آینده است. ریشه این مفهوم در کجای تاریخ نهفته است؟ نکته جالب در بررسی تاریخی این است که از شروع تمدن هرچه به عقب تر بر می گردیم، این مفهوم هم کلیت خود را از دست می دهد، هم در بسیاری از موارد دچار تشتُّت می شود. ما می توانیم آثار این گذشته دور را در بازمانده های جوامع بدوی موجود در حال حاضر ببینیم. در بسیاری از جوامع مثل بومیان هاوایی اصولا بکارت معنی ندارد تا حدی که مارا دچار تعجب می کند که چگونه است که این مساله(خون ریزی در اولین اینتر کورس)، اصولا توجه اشان را جلب نکرده! اما واقعیت این است که در جوامع بدان حد و شکل بدوی، بی اعتنایی نسبت به این مساله زیاد دیده می شود. جوامعی در تاریخ نگاری ها و حتی در حال حاضر در بعضی جاهای دور افتاده هستند که بکارت برایشان موضوع است؛ ولی برعکس تفسیر می شود. بر فرض نقل است از تاریخ نگاری عرب که اقوام صرب بر این نظر بودند که :»باکره گی دختر نشان دهنده این است که طالب کم داشته پس کم ارزش تر از دختری است که باکره نیست» یا در تبت زنی که بچه داشته باشد به دلیل اینکه ثابت کرده بارور است برای ازدواج گزینه ارزشمند تری است تا زن باکره. حتی در هندوها رسمی بوده بدین شکل که مرد روحانی پولی می گرفته برای ازاله بکارت تازه عروس چرا که داماد به دلیل شیطانی دانستن بکارت حاضر نبوده با زن باکره جمع شود. این مثالها نشان از این دارد که بکارت هرچند شکلا همیشه حضور داشته، اما مفهومی که بر آن در جوامع متمدن سوار شده ربطی به ذات ارگانیک آن ندارد. حتی اگر از منظر بیولوژیک هم نگاه کنیم کارکرد پرده بکارت چیز دیگری است که در زمان رسیدن زن به بلوغ دیگر آنرا از دست می دهد و باز هم به هیچ وجه نمی شود ارتباطی بین حضور بیولوژیک آن و مفهوم پاکی یافت. اما آنچیزی که مشخص است این است که مفهوم بکارت به شکل مرسوم امروزی، با شکل گیری تمدن همسو و موازی بوده است. دلیل این مساله هم می تواند با ظهور مالکیت خصوصی که عامل دیگر مظاهر برخورد کالا محور با زن نیز است، تفسیر شود. در این مساله بکارت نقش ذاتی ندارد و اگر هم ارگانیسم زن فاقد این خصوصیت می بود، صرف اینکه حاملگی بر عهده زن است این برخورد صورت می پذیرفت. در واقع مردها به دنبال ایجاد انحصار همخوابگی با زن بودند تا وارث اصیلی از ژن خود داشته باشند و اموال خود را پس از مرگ به او منتقل کنند. مفهوم اموالی که تنها در امتداد شکل گیری مفهوم مالکیت خصوصی در عنفوان شکل گیری جوامع کشاورزی قابل تصور است. در واقع پرده بکارت فیزیولوژیک که تا پیش از آن هم بود، ولی اغلب نادیده انگاشته می شد، توانست علاوه بر تمام خصوصیات کالایی که بر زن تحمیل می شد، مفهوم آک و دست خورده یا دست دوم را نیز اجرایی کند و در موازات پروسه کالا سازیْ ارزش مثبت دست اول را نسبت به دست خورده به همراه بیاورد که البته این مساله ارزش ذاتی در کالا شدن زن و سلطه مرد نداشت و اگر جای پرده بکارت خالی در صورت هم نمایان گر زن سکس دیده و ندیده بود، آن این خاصیت را بر عهده می گرفت و حتی اگر هیچ علامتی هم نبود، پروژه کالا کردن زن به دلیل نظام مالکیت و توارث پیگیری می شد.

اما نکته ای که اینجا جلب توجه می کند این است که ذاتی و فراگیر نبودن مفهوم بکارت آنرا یکی از ضعیف ترین پایگاه های مردسالاری می سازد و همانطور که می بینیم سرعت محو شدن آن بسیار بیشتر از بسیاری از مفاهیم دیگر است. در واقع این مساله شاید بکارت را بیشتر در زمره مفاهیم پدرسالارانه بگنجاند. در واقع در جامعه مردسالار که هماهنگ تر با سرمایه داری است مفهوم بکارت می تواند مشکل ایجاد کند. در جامعه سرمایه داری نیاز به نیروی کار بی دغدغه انکار ناشدنی است و سعی بر این است که افراد در زمینه های دیگر(ازجمله جنسی) در ایده آلترین فرم خود باشند تا هیچ مانع ای برای کشیدن بالاترین بهره وری از آنها وجود نداشته باشد. مفهوم بکارت باعث بوجود آمدن ازدواج های بی بازگشتی می شود که تضمینی برای آن وجود ندارد که زوج چه از همان ابتدا چه در گذار ایام همدیگر را از نظر جنسی ارضا کنند. پس برای داشتن نیروی کار با حد اکثر بازده نیاز داریم سیستمی ارائه شود که افراد از نظر جنسی تا حد ممکن هماهنگ باهمْ شریک های جنسی هم در هر برهه از زمان باشند. برای رفع این مساله باید مفهوم بکارت از این بسته متضمن سرکوب زن بیرون کشیده شود، که همانطور که می بینیم در جهان امروز ما در این زمینه بسیار سریع عمل شده است. در واقع بکارت را می توان به عنوان یکی از مصداق های بارز تعارض پدرسالاری و سرمایه داری دید. که حتی با حذف آن مردسالاری که حاصل ازدواج نامیمون سرمایه داری و پدرسالاری است پابرجا می ماند. اینجا دو دیدگاه می توان به مساله داشت: اولا به هر حال حذف این مفهوم را نمی شود به فال نیک نگرفت حال هر عاملی که می خواهد داشته باشد؛ اما باید حواسمان باشد که از حذف این مساله دچار این توهم نشویم که مردسالاری در حال نابودی است چراکه مساله بکارت از ابتدا هم مفهومی ذاتی و فراگیر نبوده که با حذف آن مردسالاری ضربه ای سخت بخورد. در نتیجه نباید طبق این ملاک جوامع(الالخصوص غربی) را از نظر میزان استقرار مردسالاری مورد قضاوت قرار دهیم.

موضوع دیگری که می تواند مورد بررسی و مداقه قرار بگیرد این است که حال که این مفهوم لااقل در جامعه ما موجود است، ما باید چه برخوردی به عنوان یه فمینیست از یک منظر و به عنوان یه مرد از منظری دیگر داشته باشیم؟ دو گونه برخورد با این مساله به عنوان منتقد متصور است. یکی اینکه به دنبال دادن بار منفی به بکارت باشیم. برخوردی که دارای سابقه تاریخی هم هست و این مساله امکان پذیری این سبک برخورد را نشان می دهد. به علاوه توجیه های منطقی زیادی هم برای این مساله می توان یافت. فرضا می توان بر این مساله پافشاری کرد که بدون همخوابگی هیچ ملاکی برای تطبیق جنسی زوجین وجود ندارد و عدم تطبیق جنسی یکی از مهمترین عوامل جدایی ها است که در تحقیقات روانشناسی متعددی ذکر شده است و تازه این آمار رسمی است و چه مشکلاتی که زوجهای نا هماهنگ دچارش هستند (از جمله افسردگی و مورد خیانت قرار گرفتن) که مسکوت می ماند. به علاوه زنها نه تنها در اولین سکس به ارگاسم مهبلی که می تواند ملاک اصلی برای تشخیص میزان و نوع اروتیسم آنها باشد نمی رسند بلکه اقلب چند سالی طول می کشد تا به درک درستی از خود جنسی-سکسی شان برسند. پس طبیعتا دختر باکره حتی اگر با شما وارد سکس شود نمی توانید به انتخاب خود توسط او از بعد جنسی اعتماد کنید. و این استدلال می تواند ملاک منطقی و مشخصی برای ترجیح دختر غیر باکره و حتی مجرب در سکس و در نتیجه دادن ارزش منفی به باکره گی است. اما این برخورد در ابتدا می تواند باز هم بازتولید باکره گی به عنوان یک موضوع باشد. به علاوه شاید بشود اینگونه آنرا تفسیر کرد که باز هم اعمال قدرتی بر تن زن است. در واقع این برخورد را می توان بصورت نمودی از قدرت دید که استقلال او را در تصمیم گیری روی بدنش محدود می کند. شاید راه بهتر نگاه نکردن و در نتیجه از موضوعیت انداختن آن است. برای این منظور می توان روی انواعی از پرده بکارت که در سکس هیچ خونریزی ای را موجب نمی شوند(مثلا نوع حلقوی) یا اتفاقاتی که در تحرک یا ورزش باعث ازاله بکارت خارج از سکس می شود به تبلیغاتی بس گسترده تر از آنچه در واقعیت احتمالش می رود، پرداخت. یا حتی از حضور مفهوم جراحی ترمیم پرده بکارت برای از سکه انداختن موضوع پرداخت. اما این نکته برای برخورد دوم هم می تواند به عنوان یک عیب دیده شود که بیشتر پسامدرنی است و عواقب مترتب بر دیگر برخوردهای پسامدرنی یعنی انفعال را می تواند تا حدی در بر داشته باشد.

اما ما مردان بهترین جایگاه را برای برخورد با این مساله داریم چرا که در میان مردانیم و می توانیم سعی در ترویج گفتمانی داشته باشیم که با تصور عموم مخالف است. ما می توانیم بدیهی بودن اهمیت این مساله برای یک مرد را با حضور و اعلام وجود خودمان به چالش بکشیم. ما مردان فمینیست می توانیم مثال های نقض آشکاری باشیم برای نگاه متحجر و متعصبانه؛ به علاوه می توانیم در زندگی شخصی خود بی تفاوتی خود یا حتی موضع منفیمان را نسبت به بکارت عملی کرده و سعی کنیم آنچه هستیم را در میان همجنسان خود عمومی کنیم و در نهایت نشان دهیم لذت و خوشبختی یه زوج اصولا نیازی به حضور این مفهوم واپس گرایانه ندارد.

یاشار گرمستانی

Advertisements

شبی کمپينی

نوامبر 25, 2007

شبی با دوستم محمد برای جمع کردن امضا برای کمپین به پارکی رفته بودیم. بعد از چند مورد امضا گرفتن از مردم، به زن و شوهر جوانی برخوردیم که روی نیمکتی نشسته بودند. طبق روال عادی شروع کردم به معرفی کمپین و از قوانین تبعیض آمیز گفتم؛ ناگهان خانم وسط حرف من پرید و گفت: یعنی شما برای دفاع از حقوق ما زن ها امضا جمع می کنید؟ اگر ما زن هستیم که خودمان حقمان را می گیریم! اما آقا نگاهی تعجب آمیز به خانمش انداخت و گفت: من از این قوانین اطلاع چندانی ندارم. من هم برایش قوانین را توضیح دادم، وقتی هم که از منافات با اسلام صحبت کرد، توضیح دادم که کمپین منافاتی با اسلام ندارد. خلاصه، آقا برگه را گرفت و امضا کرد، بعد رو به خانم کرد و پرسید: امضا می کنی؟ اما خانم همچنان با نگاه حق به جانبی، گفت: من با این قوانین هیچ مشکلی ندارم و امضا نمی کنم!

ماجرای آنشب به آن زوج ختم نشد. پس از آن سراغ دو خانم مسن رفتیم که دو نیمکت آنطرف تر نشسته بودند. قبل از اینکه شروع به صحبت کنم، یکیشان گفت: آقا دور ما را خط بکش، ما حوصله دردسر نداریم! جواب دادم شما که هنوز نگذاشته اید من توضیح بدهم، لااقل بگذارید کمپین را معرفی کنم. بعد شروع کردم درباره کمپین گفتن و یکی دو دقیقه بیشتر طول نکشید که هر دو امضا کردند. سپس یکی از آنها اسم شش نفر دیگر را هم نوشت. تا آمدم بپرسم این اسم ها چیست، شش دختر و زن دیگر را صدا زد که از گوشه و کنار پارک آمدند و همگی بیانیه را با علاقه امضاء کردند. صحبت ها و امضا کردن ها که تمام شد، پرسیدم چطور شد که به این سرعت نظرتان عوض شد؟ جواب دادند اولش فکر کردیم از گولد کوئست آمده اید!

سپهر صمیمی

یک روز خوب با نشان کمپين

نوامبر 22, 2007

یک روز در حالی که نشان سینه کمپین را به پیرهن زده بودم، رفتم به محل کار. از قضا آن روز با خانم حساب دار در دفتر تنها شدیم. سر نهار نگاه خانم حساب دار به نشان سینه افتاد و لبخندی زد. کمپین را می شناخت و پیش تر امضا کرده بود. بعد از نهار احتمالا از سر اطمینان به نگاه من روسری اش را برداشت و راحت گشت. این اتفاق برای منی که همیشه حجاب را توهینی به خودم به عنوان یک مرد می دیدم، به علاوه برای عذابی که صرف حضورم بر یک انسان دیگر تحمیل می کرد وجدان درد می گرفتم، اتفاقی بسیارخشنودکننده بود و باعث شد روزی شاد به کمک نماد برابری خواهی برایم رقم بخورد.

یاشار گرمستانی

برابری در فتوکپی

نوامبر 19, 2007

برای کپی تعدادی برگه امضای کمپین رفته بودم و مبلغ 2000 هزار تومان همراهم بود. البته بیش از این مقدار احتیاج به برگه داشتم. ولی به ناچار گفتم از این برگه 40 عدد کپی برایم بگیرید. چود تعداد کپی بالا بود تعداد بیشتری برایم گرفت و تقریبا» آن تعدادی که احتیاج داشتم آماده شد. در حین کپی نگاهی به برگه ها کرد و گفت می توان بپرسم این برگه ها چیست. مرد پیری بود و به نظر می رسید اصلا» حال و حوصله این بحث ها را ندارد. در هر صورت با حوصله برای او توضیح دادم. نگاهی طولانی به من کرد و گفت:
» من درست و حسابی نمی دانم که این حرفها چیست و شما چه می گویید ولی احساسم به من می گوید شما کار مثبتی می کنید. من از سود خودم می زنم و تا جایی که ضرر نکنم برای شما برگه اضافه کپی می کنم.»
از او تشکر کردم و بیرون آمدم. از آن تعدادی که می خواستم نیز برگه بیشتر داشتم.

سیاوش خدایی

خشونت عليه زنان در راستای کمپين!!!!!

نوامبر 13, 2007

یک ساعتی بود که برای جمع آوری امضا در پارکی بودم خانم و آقایی با صدای بلند با هم صحبت می کردند( شاید دعوا بهتر باشد) توجهم به آن ها جلب شده بود خواستم که به سوی آنان بروم ولی با دیدن گروه 7 8 نفری دختران از تصمیم خود منصرف شدم و به سمت دختران رفتم بیانیه را به آن ها دادم شروع به صحبت کردم از دیه نابرابر تا تاثیری که این قوانین در خشونت علیه زنان داشته باشد می گفتم همچنان صدای آن خانم آقا می آمد حتی بلند تر هم می شد بحث با دختران ادامه داشت هر کدام سوالی می کردند یکی می گفت که فکر نکنم که این خشونت علیه زنان سببش این قوانین باشد من با اشاره به ریاست مرد در خانواده که در قانون آمده در حال توضیح دادن بودم که عربده آن مرد توجه همه ما را به سوی آن ها جلب کرد که می گفت تو غلط می کنی وصدای کشیده ایی در گوش زن فضای پارک پرکرد زن در حال ترک کردن مرد بود که مرد با زبان تهدید گفت اگر بری خودت می دانی زن با چشمانی اشک بار نزد مرد ماند برگشتم تا به دختران بگویم اگر قانون از زن حمایت کند اینچنین اتفاقاتی نخواهد افتاد که دیدم دختران همه با چشمانی که از تعجب باز شده بود در حال امضای بیانیه بودند و دیگر سوالی نداشتند. نمی دانم شیرین بود یا تلخ که خشونت علیه زنان سبب شد عده ایی به کمپین بپیوندند.

 

شوراب

نبايد جای دل آرام و دل آرام ها خالی شود

نوامبر 9, 2007

همیشه مفاهیم ناموس و غیرت را از دیدگاه فمینیستی مورد انتقاد مطلق قرار می دادم .اما وقتی این مطلب دل آرام را خواندم، دیدم که با قوانین مزخرف ما که در این شرایط عملا هیچ حمایتی از زن مورد ستم نمی تواند بکند و در جایی که به هیچ وجه نمی توان روی انسانیت و اخلاق حساب کرد، شاید کمی غیرت به کاهش میزان بحرانی بودن شرایط یک انسان کمک کند (بر فرض از خطر ابتلای زن نگون بخت به ایدز، هپاتیت ودیگر بیماری های مقاربتی به شدت بکاهد). خلاصه این انتقاد را به فمینیست بودن خودم وارد دیدم که شاید دچار درد دیدن مسائل فمینیستی از نظرگاه فردی متعلق به طبقه متوسط شکم سیر ام که از بزرگترین دغدغه های فمینیستی ام شده تخطئه مفهوم غیرت مردانه. چیزی مشابه نقد فمینیسم سیاه در دهه 60 و70 میلادی به جریان غالب فمینیستی آن زمان مبنی بر اینکه فمینیسم از دیدگاه طبقه بورژوای سفید پوست تعریف شده و مثلا نهاد خانواده ای را مورد نقد قرار داده و اضمحلال آنرا پسندیده می انگارد که یکی از حیاتی ترین سنگرهای زنان سیاه در مقابل جنبه دیگری از سرکوب(وجه نژاد پرستانه آن) است.
پ ن: نباید بگذاریم جای دل آرام هایی که چشمان مارا بر واقعیت باز می کنند، در بین ما خالی شود. هرچند بر عکس توهم زورمداران، زندان فیزیکی نمی تواند تفکرات نیک و بزرگ(چون آنچه ازآن دل آرام است) را دربند کند.

یاشار گرمستانی

بيانيه جمعي از مردان برابري خواه جنسيتي درباره مازيار سميعي

نوامبر 4, 2007

        در پي تجمع دانشجويي که در اعتراض به احکام صادره براي فعالين دانشجويي در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي در روز سه شنبه (8 آبان) صورت گرفت، تعداد هشت نفر از دانشجويان توسط افراد لباس شخصي که بعداً مشخص شد منتسب به وزارت اطلاعات بوده اند، دستگير شدند. پنج تن از آنان در روز چهارشنبه آزاد شدند، اما سه نفر ديگر همچنان در بازداشت به سر مي برند و بر اساس اخبار رسيده در بند 209 زندان اوين نگهداري مي شوند. مازيار سميعي، يکي از اين دستگير شدگان است که به عنوان يک فعال اجتماعيِ صلح طلب در جهت تحققِ حقوق انساني فعاليت مي کند. وي يکي از داوطلبان کمپين يک ميليون امضاء بوده و مدافع حقوق برابر زنان و مردان است. 

         دستگيري و بازداشت مازيار سميعي در شرايطي است که دولت – مردانِ صاحب قدرت، فشار بر کنشگران اجتماعي را به شدت افزايش داده اند و تلاش دارند مسالمت آميزترين جنبش هاي اجتماعي را نيز سرکوب نمايند. استفاده فزاينده از خشونت در واکنش هاي کور نسبت به مطالبات و اعتراضات اجتماعي نشان از ناتواني دولت – مردان در پاسخگويي صحيح به مطالبات اجتماعي دارد. در واقع، خشونت و مردسالاري دو عنصر در هم تنيده اند و يکي بدون ديگري امکان حيات ندارد. چنين خشونت لجام گسيخته اي از هر ابزاري استفاده مي کند تا منافع بنيادگرايانه و مردسالارانه را حفظ کند. خشونتي که نمي تواند فعاليت کنشگران اجتماعي را فهم کرده و تاب آورد.

        ما، جمعي از مردان هوادار برابري جنسيتي ضمن اعتراض به دستگيري فعالان دانشجويي، بويژه مازيار سميعي، اعلام مي داريم که فشارها و هزينه هايي که بر کنشگران جنبش هاي اجتماعي تحميل مي شود نه تنها مانع از فعاليت آنها نخواهد شد، بلکه باعث مي شود که اين کنشگران بيش از پيش به حقانيت راهي که مي پيمايند معتقد شوند، و اقدامات خويش را در جهت رسيدن به اهدافشان ادامه دهند.

تماس تلفنی مازيار سميعی با خانواده از بند 209 اوين

نوامبر 1, 2007

maziars1.jpgمازیار سمیعی، دانشجوی تعلیقی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی و عضو کمیته مردان کمپین یک میلیون امضا که روز سه شنبه 8 آبان، مقابل در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه طباطبائی توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شده بود، شب گذشته به بند 209 زندان اوین منتقل شد .

این در حالی است که 5 نفر از 8 دانشجوی بازداشت شده در روز سه شنبه با گذشت چند ساعت از زمان دستگیری آزاد شدند و تنها سه دانشجو به نام های مازیار سمیعی، آرمان صداقتی و بهنام سپهروند همچنان در بازداشت باقی ماندند . دانشجویان بازداشت شده شب گذشته ضمن تماس با خانواده های خود از نگهداری خود در بند 209 خبر دادند .