روز برفی و نشان کمپين

by

زمستان هم هر چقدر هم زیبا باشد. بارش برف هر چقدر دل نواز و خوب باشد بازهم بدی هایی دارد نه نمی خواهم از سرما از تعطیلی کشور از نبود گاز و برق بگم از موندن تو جاده از لیز خوردن نه اینا دیگه عادی شده. از هوای که بس ناجوان مردانه سرد هم نمیخوام بگم

وقتی برف میاد هیچ کس تو پارک ها نمیره اگر هم بره یه جا نمیشینه اگر یه جا هم بشینه به حرف من که گوش نمیده!! حتی اگر به حرف من هم گوش بده خوب نمیشه برگه بیانیه زیر برف خیس میشه خراب میشه.

داخل اتوبوس در روزهای برفی به دلیل فشار بالا! اگر بتونی نفس بکشی غنیمته چه برسه بخوای حرف بزنی

روزای برفی این قدر صف تاکسی طولانی که سرما تا درونی ترین بافت هات نفوذ میکنه وقتی داخل تاکسی میشنی فقط میخوای خودتو گرم کنی

آره یک بدی بزرگ زمستان برای ما کمپینی ها همین نبود امکان گرفتن امضا در کوی برزن می باشد. در همین فکرا بودم که به دانشگاه رسیدم دیدم بازم مثل همیشه حراست دانشگاه داره به دخترا میگه چرا کاپشنت کوتاهه!! چرا چکمت بلنده!! چرا باز داری تبرج میکنی!! که صدای دختری خطاب به مامور حراست گفت هر وقت تو کتت را بلند کردی بعد منم مانتمو بلند می کنم. از قیافه ی سرخ شده مامور حراست و حرف دختر لبخندی بر لبانم نشسته بود تو این فکر بودم که چرا کسی به بلندی و کوتاهی لباس من گیر نمی دهد که متوجه نگاه خیره شده پسری به خود شدم. با تعجب اطراف را نگاه کردم دیدم کسی نیست. نگاهش به من پسر جلو آمد گفت آقا من اینو میخوام( اشاره کرد به نشان کمپین که روی کیفم زده بود) با تجعب و کمی خوشحالی گفتم آقا مگه میدونی این چی؟ با تغییر برای برابری مگر آشنا هستی گفت: نه ولی اینو میخوام قشنگه!! مثل آرم قوه قضاییه است!! ولی قشنگه از کجا خریدی؟ گفتم بهت میدم اما بهتره بدونی این چی قصه کمپین را برای او با شعور شعف برای گفتم پسر در جاهای از موضع مخالفت بر آمد می گفت: به دلیل اینکه زنان سیتم بدنی خاصی را دارند و در بعضی از روز های ماه دچار حالت های خاصی می شوند پس در این روز ها تعادل روحی ندارند پس نمی توانند قضاوت کنند چون زود گول میخورند نمی توانند شهادت دهند تنها به یک جمله در جواب حرف های او کفایت کردم آیا مادر تو به هم زود گول می خورد آیا مادر تو هم تعادل روحی ندارد پسر در فکر فرو رفت. ادامه دادم و تاثیر این قوانین نابرابر روی تفکر او نگاه او به زنان گفتم. نصف بودن دیه زن چه تو جیحی دارد آیا این خود عامل این نمی شود که فکر کنی زن ارزش کمتری دارد….

نگاه معنا داری کرد و گفت همه ی حرف هایت درست است و منطقی. نشان کمپین را به او دادم و او بی درنگ به سینه اش زد و درخواست بیانیه کرد تا از دوستان و خانواده امضا بگیرد

باز در یک روز برفی نشان کمپین به کمکم آمد تا امضا بگیرم

محمد شوراب

Advertisements

6 پاسخ to “روز برفی و نشان کمپين”

  1. سیاوش Says:

    هنوز تو کشور ما طرز فکر جنسی بعضی مردارو بیماری نمی دونن ولی عادت ماهانه رو یه بیماری می دونن. راه درمان مردا چیه: زنها محدود شن. راه درمان زنها چیه: زنها محروم و محدود شن!

  2. دوست Says:

    این سایت رو دوست دارم و خوشحال میشم لطفا متون رو از لحاظ املا بازبینی کنید.مثال :تبرج/توجیه.زیبا بود محمد جان.پایدار باشه قلمت.

  3. solmaz Says:

    ای ول آقای سیاوش با بخش طرز فکر بیمار مردها خیلی موافقم و محدود کردن زنان برای آزادی یا … بیشتر مردان هم همینطور.

  4. لوبیا Says:

    لوبیا یه متنی مرتبط با مزاحمتهای خیابانی نوشته. دوست داره نظرات شما آقایون رو هم داشته باشه.

  5. کمپین در بند Says:

    http://campaigndarband.blogfa.com/

  6. پژهان Says:

    دوستان عزیز سلام

    آنچه من رو بر آن داشت که بنویسم علیرغم نوشته محمد عزیز که اغلب توصیفات دلنشینی از تجربه هاش داره ، نوشته همراه و دوست گرامی ما از کردستان بود که انگار مدت ها بود منتظرش بوده و وقتی امشب در سایت کمپین خوندمش برام مسرت بخش بود. بلال مرداویسی گویی کمی سخت گفته بود و در اغلب موارد نقدی به جا از کنش ارائه کرده بود. در نوبت پیشین در مطلبی که آزاد عزیز نوشته بود در قسمت نظرات من مختصری از این گفته بلال را بیان کرده اما ظاهرا قصوری در گفته بود که منظور عرض ادا نشد.آزاد پاسخی که داد مبنی بر افقی بودن و متفاوت بودن ایده ها بود که شرط لازم این حرکت است . اما آیا همان قدر که سهمی از نگرش به قول بلال » رویکرد مثبت نسبت به دین » در کمپین جاری است ، بحث نقد دین هم مطرح می شود؟
    من نمی خواهم با اعتقادات عامه بجنگم ، اما حس می کنم ما در پاره ای از موارد همراه با مردم هم نیستیم.ما حرف از آگاهی زدیم که سعی بر آن بوده که به سطحی از جامعه بسط داده بشه و به زعم من این مهمترین رکن بوده که تعبیر به یک میلیون آگاهی شد و مبنای آموزش داشت ، اما باور کنید نمی توانیم هر دو عامل رعایت مذهب و دمکراسی را در قانون جمع کنیم .باری در عرف اجتماع قابل احترام و تمکین است اما قانون دارای ضوابط خاص خود است و جدایی دین از سیاست را می طلبد . در دفترچه های کمپین ذکر شده » با شریعت اسلام مغایرتی ندارد» ، اما با ادیان دیگر چه؟ آیا بااعتقادات اقلیت مسیحی یا کلیمی یا زردشتی ما مغایرت دارد. مگر حرف از برابری زده نشد …!؟
    ما در ایران خود به زنانی می بالیم که با هر اعتقادی و هر بینشی از حقوق پایه بشر و برابر با جنس مخالف خود برخوردار باشد و بتواند در صحنه های اجتماعی ظاهر شده و مثمر ثمر واقع شود.پس راهی را برگزنیم که نه بر علیه اعتقاد عامه بلکه با احترام به همه عقاید حرف از تعقل محوری جمعی داشته باشد و سقف شرعی بر تفکر انسان ایجاد نکند و بگوییم حرکت ما نه تنها با دین اسلام بلکه با هیچ عقیده دیگری سر ستیز ندارد و به آنها احترام می گذارد و تنها به دنبال انسان گرایی و قانون مداری است .
    در انتها از دوستان می خواهم به لینک نوشته بلال مرداویسی که در زیر آمده نگاهی بیاندازند و اگر نقدی بر این نگرش وارد هست رو بیان کنند.

    http://www.we-change.info/spip.php?article1689

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: