روزی که «استاد گرامی» توجيه می کند

by

روز جمعه تلویزیون را روشن کردم و از قضا یکی از سخنرانی های رحیم پور ازغدی را نمایش میداد. از سخنرانیهای عموماًبسیار ضعیف ایشان که بگذریم، اینبار –حداقل از آنجایی که من دیدم- موضوع ارتباط مستقیم به زنان داشت. استدلالهای ایشان مثل همیشه به غایت ضعیف و خنده دار بود؛ ولی قسمتی از صحبتهایشان درباره صیغه برایم جالب بود. این» استاد گرامی» که مخاطب خود را در نهایت خام اندیشی می داند، دلایل مختصری درباره صیغه ارایه کرد که البته جای بحث زیادی دارد. منتها برای من چند سوال از گفته های ایشان پیش آمد:

ایشان گفتند که «صیغه برای افراد متاهل و ازدواج کرده نیست.» یا حداقل اگر صحبت «استاد گرامی» را دست فهمیده باشم، صیغه برای کسی که نیاز جنسی او –در خانواده- ارضا می شود نیست. عجیب است که ایشان نمی گویند اگر اینچنین است که شما می گویید پس چرا صیغه را برای افراد متاهل ممنوع نمی کنید؟! احیانا» به این خاطر نیست که حقیقت را وارونه جلوه می دهید؟ اتفاقا» صیغه راه خوبی برای شهوت رانی مردان متاهل بیمار است «استاد گرامی».

فرمودند که «صیغه برای کسی است که در مسافرت است.» فرض کنیم حرف شما درست. در مورد مسافرت که البته همه می دانیم مرد مسافر از نظر منطق شما حق دارد که به هر حال…. اما درباره زنی که همسرش در دسترس نیست –مثلاً مسافرت رفته یا اصلاً خود او مسافرت رفته- با هم از نظر منطق شما، غلط می کند اصلا» نیاز جنسی داشته باشد! باید صبر کند تا همسرش لطف کرده و از مسافرت برگردد!

«استاد گرامی» فرمودند صیغه برای جوانی است که امکان توان تشکیل خانواده دایمی را ندارد و امثال اینها.

اگر اینطور است چرا برای مردان بی نهایت همسر صیغه گذاشته اید؟! آنکسی که نمی تواند خانواده دایم تشکیل دهد چگونه می تواند از پس تعداد زیادی همسر صیغه برآید؟ به خصوص اینکه یکی از احمقانه ترین توجیحات شما این است که شاید کسی توان مالی نداشت. خوب صیغه را محدود به یک نفر کنید تا حداقل به اندازه سر سوزنی به حرفهای شما اعتماد کنیم. قانون شما حرمسرا ساختن را آزاد گذاشته، آنوقت از جوانی صحبت می کنید که توان تشکیل خانواده را ندارد؟! کدام خانواده «استاد گرامی»؟

در کنار صحبتهای ایشان سوالی دیگری در مورد صیغه برایم پیش آمد:

یک روسپی برای زمان مشخص خود را در مقابل مبلغی مشخص در اختیار مرد قرار می دهد. آیا صیغه همان فحشای تعدیل شده نیست؟ فقط کمی آنرا قابل قبول تر کرده اید و مقداری از درد توهین به شخصیت زنان را کاهش داده اید. فقط تعدیل است و تغییر نام، نه محتوا.

خلاصه توجیحات دوست ما ادامه داشت و من همینطور در دلم می خندیدم که چطور «استاد گرامی» به خود اجازه می دهد اینطور شعور مخاطب را پایین بداند. صحبت از ارزش کردند و اینکه تفاوت حقوقی به معنای تفاوت ارزشی نیست. بنده فقط دو سوال دارم بدون اینکه خواسته باشم گفته ایشان را رد یا تایید کنم:

آیا می توان گفت روابط متقابل برده دار و برده را نباید ارزشی کرد؟ و آیا نباید برده دار را ارزشمندتر از برده دانست؟ قانون شما «استاد گرامی من» جنسیت زن را برده جنسیت مرد کرده و حالا شما آمده اید و صحبت از غیر ارزشی بودن قوانین ما می کنید!

 من به عنوان یک مرد نفرت دارم از برده داری ای که قانون اجازه آنرا به من داده.

Advertisements

8 پاسخ to “روزی که «استاد گرامی» توجيه می کند”

  1. سیاوش Says:

    راستش اگه به یه نفرم محدود شه بازم مشکل داره. چون دوباره همون مناسبات کالایی سر جاشه. مرد صیغه میکن -میخره- و زن صیغه میشه -میفروشه-. مرد همون برتری رو داره و زن همون پستی رو. فقط تعدیل شده. از طرفی باز تو اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمیکنه. چون دوباره مرد در ازای مبلغی زمانی از زن رو می خره. چه یه نفر چه صد نفر. مسلمه که یه نفر خیلی تعدیل شده تر و بهتر از صد نفره. ولی باز هم همون مناسبات خرید و فروش پابرجاست. کافیه یه سری به وبلاگا و سایتای ازدواج موقت بزنید. انگار آگهی… دادن. با کمال تعجب اسمش رو هم ازدواج می ذارن. چون رو کاغذ نوشته دو نفر با هم ازدواج کردن. همین فقط روی کاغذ نوشته. اینکه پشت این نوشته، جایی که زندگی واقعی آدما جریان داره و چه روابطی «حقیقی ای» بین ایندو حاکمه اصلا» اهمیتی نداره! فقط مهمه که این دو تا رو کاغذ با هم ازدواج کردن. حالا اگه زن در ازای دریافت مبلغی به هر لذتی که مرد می خواد باید تن بده اصلا» ربطی به کالایی شدن اون نداره. ایکاش میشد یه بارم که شده این آقایون نه گزینیشی، بلکه به تمام موارد پاسخ میدادن تا همه بفهمن با کیا طرفن. جواب سطسطه ها و مغالطه های اینارو دادن به نظر من نیاز به نوشتن یه کتاب چند ده هزار صفحهی داره. نه از اون جنبه که گفته ها شون عمیقه و باید به جزییات پرداخت؛ از این جنبه که اکثریت مطلق حرفاشونو از همین دست توجیحاته.

  2. aramiss Says:

    سلام
    در صورت تمایل من رو لینک کنید و بهم اطلاع بدید تا من اقدام کنم
    ممنون
    http://aramiss.wordpress.com
    وبلاگ آرامیس

  3. نگار Says:

    دوست عزیز بسیار متین پاسخ توجیهات آقای استاد رو نوشتین.
    اشکال اینجاست که ما برای ارائه دلایلمون در رد اینهمه ظلم و بی عدالتی تریبون وسیعی مثا آقای استاد در دست نداریم و صدامون تنها در محدوده سایتها و وبلاگهامون ( اگه فیلتر نشن) و جمعهای کوچیکمون برد داره. اما توجیهات آقایون اساتید گوش فلک رو کر کرده. شده همون حکایت تنها به قاضی رفتن و راضی برگشتن.
    کاش موقعیتی بود که میشد پاسخ این چرندیات رو به همون وسعت داد و اونوقت قضاوت کرد.
    دوست محترمی که نوشتن اگه به یه نفرم محدود بشه بازم مشکل داره. هم حق دارن. اما اگه بتونیم با این دلایل منطقی به یه نفر محدودش کنیم بعدش میتونیم با دلایل دیگه ای همون یه نفرم ممنوع کنیم. اگه پای منطق وسط بیاد چاره ای جز پذیرش ندارن. مسئله اینجاست که جایی برای طرح منطقی مسئله و گوشی برای شنیدن حقیقت نیست.

  4. سیاوش Says:

    باهات موافقم نگار. اگه نتونیم فعلا» به کل برش داریم باید اول به یه نفر محدودش کنیم بعد یه قدم جلورت به سمت ممنوعیت همیشگیش پیش بریم.

  5. بتی Says:

    با سلام می شود گفت این آقایون استاد خودشان آنقدر کته فکر هستند و همه را از دید خود نگاه می کنند نمی شود بهشون خرده گرفت .

  6. 1divaneh Says:

    این مرتیكه كه روانیه در بارش یه مطلب نوشته ام ولی نكته ای من با صیغه مشكلی ندارم فقط در صورتی كه طرف زن با كمال میل این كار را انجام دهد مگر نه صیغه یا ازدواج هر دو شون نوعی برده داری مدرنه

  7. سیاوش Says:

    دوست عزیز آقای «دیوانه 1» اشتباه بزرگی در کامنتشون داشتن. شما فرمودید «اگه زن با کمال میل این کار را انجام دهد» با صیغه مشکلی ندارید. به نظر من این دقیقا» هامنند استدلال بسیاری از مردم ایرانه. اگه خودش خواست پس مشکل حله؟ پس شما چی؟ اگه خودش می خواد برده باشه شما باید برده دار باشی؟ بدون هیچ احساس مسولیتی نسبت به خودت! این استدلال کودکانه رو بذاریم کنار که میگه وقتی اون واسه خودش ارزش قایل نیست چرا من قایل باشم. حتی اگه خودش هم راضی باشه من به شخصه حاضر نیستم به عنوان برده دار شناخته بشم!

  8. نسیم Says:

    من فکر می کنم صیغه در بهترین شکل آن که رضایت بلکه تمایل دو طرف است شهوترانی قانونی است و نشان دهنده عدم تربیت صحیح انسانهاست. در ازدواج یک محبت و وفاق و صمیمیتی بین دو نفر حاصل میشود که حقیقتا به رشد هر دو نفر کمک می کند این ارتباط جنسی در پی تداوم ازدواج است که معنا می یابد ولی صیغه هیچ محتوایی ندارد. اگر کسی نمی تواند ازدواج کند ببخشید دین هم ندارد انسانیت هم ندارد تربیت هم ندارد؟ اصلا دین آمده برای همین که ارزشهای اخلاقی را به انسانها بدهد بعد با این صیغه تیشه به ریشه خودش می زند یعنی تو انسان حتی توانایی کنترل خودت رو هم نداری چه برسد به ساختن دنیایی بهتر.
    می دونم یک خورده ایده آلی و رویایی به موضوع نگاه کردم ولی احساس می کنم گاهی وقتها زیادی واقع گرا می شیم و به یک سری حداقل هایی قانع میشیم بد نیست یک وقتهایی نگاه کنیم ببینیم تصویر حقیقی از یک انسان چی باید باشه اصلا به چه موضوعهایی باید فکر کنه و دقدقه ذهنیش باشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: