مردسالاری شمشير دودَم(بخش آخر)

by

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بد نیست این نکته را هم از نظر دور نداشته باشیم که مساله سکس و خود رابطه دو مقوله منفک از هم نیستند و روی هم تاثیرات مقابل زیادی می گذارند. می توان به گفته های خانم دوبوار اشاره کرد که در جایی به این موضوع اذعان داشته که بسیاری از زنان در طی پروسه رانده شدن به درون کلیشه زنانگی و ابژه شدن به جایی می رسند که سکس اول خود را به شکل پروسه سوراخ شدن می بینند. و پس از این اتفاق در ادامه دو رویکرد می توان متصور بود: یا تنفری شدید نسبت به شریک جنسی یا عشقی مازوخیستیک. آیا هیچکدام از این دو شق آنچیزی است که مطلوب روان توی مرد به عنوان طرف مقابل است؟ آیا اینکه مجبور باشی خود را به عنوان سوراخ کننده در یک رابطه -آن هم رابطه ای که قرار است برایت حامل آرامش و لذت باشد- ایده آل ذهنیت انسانی است؟ آیا عشقی مازوخیستیک که تو هم در آن ناخودآگاه در مقابل ذهنیت مازوخیستیک، از هویت جنسی ات عاری می شوی، آن چیزی است که برای ارضای روان جنسی ات جواب می دهد؟ بدیهی است ذهنیت یک بعدی خود سوژه بینِ تو به عنوان یک مرد در کنار مردان دیگر نقشی کلیدی در بوجود آمدن این مُحاق ایفا می کند.

به نظر زیبایی شناسی مردسالارانه از دیگر حوزه هایی است که می توان به وضوح سرکوب شدن مردان توسط مردسالاری را در آن دید. در واقع مشکل بی ارزشی مرد از بُعد سکسوال عینا در زیبایی شناسی مردسالارانه هم خودنمایی می کند. مرد ایدئولوژیک موجود در کلیشه های اولیه ابژه نیست که زیبایی اصولا بر او حمل شود. مرد در ایدئولوژِی مردسالار سوژه ای است که فقط زیبایی را درباره دیگر ابژه ها از جمله زن تعریف می کند؛ مرد قاضی است. پس نمی تواند محمولی برای صفت زیبایی باشد. همانطور که ترازودار نمی تواند هم میله وسط میزان را در دست بگیرد هم خود روی کفه بنشیند. البته مشکل اینجا است که این مساله در بدویت صرفا ذهنی شکل گیری زیبایی شناسی ما است. اما به احتمال قریب یه یقین بعدها در دنیای واقعی با زنهای که عملا سوژه اند روبرو می شویم و آنان(و حتی خودمان) بر اساس زیبایی شناسی شکل گرفته پیشینی، تن ماده را ملاک زیبایی گرفته و در نتیجه تن نر قرینه آن یعنی نا زیبا می شود. در نهایت نیاز روانی ما مردان به زیبا دیده شدن(حتی در نگاه خودمان) چه در بعد سکسوال چه در ابعاد دیگر، توسط فشار ایدئولوژیک مردسالاری در پروسه شکل گیری زیبایی شناسیمان، سرکوب می شود.

آنچه واضح است آن است که مردان نیز آنجایی که با زنان مواجه می شوند دچار رنجهایی عدیده می شوند که با تصور برنده بودن مترتب بر سوژگی نمی خواند. از طرف دیگر فردیت ضد قدرت نمی تواند به این راحتی زیر بار این برود که نظام چندوجهی سرکوب که معمولا برای توجیه عادی بودن برنده بودن اقلیتی در برابر توده عوام، گفتمان سازی می کند، در یکی از جنبه هایش نیمی از بشریت(که شامل توده ها هم می شود) را بدون اینکه ذاتش دچار تزلزل شود، برنده بی انگارد. پس باید دوباره در همه تفکیک ها و ارزش گذاری شک کرد و بطور ناخودآگاه اسیر نظام ارزش گزاری آن نشد. همه می دانند سربازان نظام های سرکوب خود سرکوب شده ترین فردیت هایند. سرکوب شده گانی که علاوه بر سرکوب مستقیم دچار مسخ که سرکوبی عمیق تر است می شوند. زخم می خورند و حتی نمی دانند به کدامین سمت انگشت اتهام خود را به درستی نشانه روند. ساختار قدرت با هژمونی گفتمانی اش شفاف شده و انگشت اتهامی که باید طبعا به سمت خودش نشانه رفته باشد را تبدیل به انگشت اتهام به سمت دسته دیگری از انسانها(زنان) که از سمت دیگر به درستی آنرا نشانه رفته اند، می کند. شاید اینجا انتقاد شود که قدرت شفاف شده دیگر توهمی بیش نیست. اما نکته اینجاست که از طرف دیگر(سمت زنان) قدرت شفاف نیست(درست به مانند شیشه رفلکس) و می توان با نگاه از آن سمت به وجودش پی برد. اینجا جایی است که ما مردان دردمند نیاز به همفکری و همراهی بیشتر و بیشتر با زنان فمینیست داریم. آنها همانطور که تا کنون اینگونه بوده وجود آنرا برای ما عیان می کنند و در مرحله بعد کافی است ما خودمان به درون نگری پرداخته و نقش آنرا در رنجه های روانمان بیابیم.

پایان

یاشار گرمستانی

Advertisements

3 پاسخ to “مردسالاری شمشير دودَم(بخش آخر)”

  1. سخن(سعيد) Says:

    حجاب یک ملاحظه سیاسی غیر قابل سازش برای جمهوری اسلامی است. اعتراض جدی به حجاب همان و قرار گرفتن در صف آن دهها میلیون زنی که 17 -18 مرحله «تامین امنیت اجتماعی» علیه شان راه انداخته اند و از خامنه ای تا رفسنجانی وا خاتمی و احمدی نژاد و همه برادران بسیج و حوزه و سپاه و نیروهای انتظامی و همچنین همه موشک های بالستیک و بمب اتمی در حال ساخت جمهوری اسلامی مقدمتا علیه آنها نشانه رفته است، همان. این کاری است که خانم صادقی دارد انجام میدهد. پس خانم فاطمه صادقی واقعا شجاعت و جسارت کرده است که بعد از این همه جنگ و زد و خورد خونین خیابانی و هرروزه بر سر حجاب آمده و در یک سایت علنا اعلام کرده «به حجاب اجباری» اعتراض دارد!؟ پس آیا آنها که در قسمت نظردهی این مقاله در «سایت میدان زنان» ایشان را بخاطر شجاعت و «بحث علمی» مورد لطف قرار داده اند، محق بوده اند؟

  2. faryshta Says:

    FROM MÉXICO I SEND MY RESPECT AND SUPPORT. THANKS FOR THIS.

  3. فاطمه بهادری Says:

    سلام دوست عزیز.این آدرس جدید کمپین در آلمان هست.اگر امکان داره این ادرس جدید رو بذارین ممنون[گل]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: